السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

244

تفسير الميزان ( فارسي )

از مخاطبين را بيان كند . البته اين احتمالى بيش نيست و ظاهر سياق كه دلالت مىكند بر اينكه جمله : * ( « إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ . . . » ) * تعليل جمله : * ( « لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ » ) * است ، اين احتمال را بعيد مىسازد ، براى اينكه لازمه تعليل بودن آن جمله اين است كه خطاب مخصوص به نصارا باشد و اگر هم كلمه « مسيح مبارك » را آورد و هم كلمه « عيسى » را و هم نام مادرش مريم را ، براى اين بود كه ديگر كسى پيدا نشود و كلام خداى را به معنايى ديگر معنا نكند و نيز براى اين بود كه كلام دليلى باشد بر اينكه عيسى يك انسان مخلوق بوده مثل هر انسانى ديگر كه از مادرى متولد مىشود و جمله : * ( « وَكَلِمَتُه أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ » ) * تفسيرى است براى معناى كلمه ، چون كلمه در اينجا همان كلمه « كن » يعنى كلمه خلقت و ايجاد است كه اين كلمه وقتى بر مريم بتول يعنى بكر و دست نخورده القاء شده باردار بر عيسى روح اللَّه گرديد با اينكه اسباب عادى از قبيل ازدواج و غيره در بين نبود . آرى كلمه « كن » چنين است كه « إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَه كُنْ فَيَكُونُ » « 1 » . و بر اين حساب تمامى موجودات عالم كلمه خدايند ، چيزى كه هست موجودات ديگر غير عيسى بن مريم اگر موجود مىشوند پاى اسباب عادى در موجود شدنشان در كار است و تنها موجودى كه در خلقتش سببى از اسباب عادى در موجود شدنشان در كار است و تنها موجودى كه در خلقتش سببى از اسباب عادى را فاقد بوده عيسى ( ع ) است و به همين جهت در اين آيه مختص به اسم « كلمه » شده ، چون بعضى از سببهاى عادى در ولادت او وجود نداشته است . * ( « وَرُوحٌ مِنْه » ) * و مطابق آيه شريفه : « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي » « 2 » روح از عالم امر است و عيسى ( ع ) كلمه « كن » خدا بود و چون كلمه « كن » از عالم امر است پس عيسى روح نيز بود ، ما در سابق يعنى در جلد سوم اين كتاب آنجا كه از خلقت عيسى بحث مىكرديم در باره اين آيه سخن گفتيم . * ( « فَآمِنُوا بِاللَّه وَرُسُلِه وَلا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ انْتَهُوا خَيْراً لَكُمْ ، إِنَّمَا اللَّه إِله واحِدٌ » ) * حرف « فا » كه در اول اين جمله در آمده ، « فاء » تفريع است و مىفهماند مطلب نتيجه اى است كه از اول كلام گرفته مىشود ، چون گفتار در اول به وسيله جمله :

--> ( 1 ) چون قضاى امرى رانده باشد ، براى ايجاد آن همين بس كه بگويد باش ، كه آن امر بدون درنگ موجود شود . « سوره آل عمران ، آيه 47 » . ( 2 ) « سوره اسرى ، آيه 85 » .